عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

114

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

الف : رسيدن نامه‌اى كه در آن توضيحي پيرامون مطلبي كه بر فرستندهء نامه مبهم بوده است ، در خواست شده . در ميان آثار كوتاه عبد الرزّاق نامه‌اى هست كه در آن از تغاير معنوي ما قبل وما بعد « لكن » در يكى از كريمه‌هاى قرآني سؤال شده است . جوابي كه أو به اين نامه داد ، از اين قسم است . ب : درخواست يكى از ياران وشاگردان ، براي مكتوب كردن عقائد أستاذ دربارهء مسأله‌اى از مسائل مورد اختلاف در ميان ناموران ، رسالهء مبدأ ومعاد كاشاني كه بدرخواست « يكى از ياران كه دست توفيق دل أو را سوى تحقيق مىكشانيد » فرآهم آمد ، از همين نوع است . نيز « پاسخ به سؤال دربارهء يكى از بزرگان » . ج : ضبط خاطر يا واردى كه بر صاحب اثر روى نموده است . رسالهء « السّوانح الغيبيّة » أو نيز از همين نوع است . « 1 » هر چند كاشاني فهرستى از آثار خود تنظيم نكرده است ولذا از حجم حقيقي اين رسائل كوتاه أو اطلاعى نداريم ، امّا همين مقدار دست‌ياب شده نيز نشان از توجّه خانقاهيان آن روزگار به أو وپرسشهاى مكررى كه از أو داشته‌اند ، دارد . نيز نشان‌دهندهء كثرت خاطرات عرفانى اوست . بسيارى از رساله‌هاى كوتاه ديگر مشايخ كه آنان را به زيادى تأليف وتصنيف ياد كرده‌اند - همچون شيخ أكبر ونيز سيد نور الدّين نعمت اللّه ولى - در همين راستا پديد آمده است . 5 - وسرانجام اين بنده در توضيح اهميّتى كه كاشاني در زمان خود داشته است به انتشار سريع آثار أو اشاره مىنمايد . ابن الفوطي حدّ أقل بيست وشش سال پيش از درگذشت كاشاني ، بعضي از آثار أو را در دست زين الدّين ماسترى - كه بسال 710 ه . ق به قتل رسيد - ديده است . به گواهى همو اين نوشته‌ها به خط مصنّف بوده است ونشانگر استادى أو در كتابت ، ابن الفوطي مىنويسد : « رأيت من رسائله في خدمة الصّدر السعيد الشهيد زين الدّين الماسترى بخطّه اللّائق المليح الفائق الصحيح » « 2 » . نيز آن گونه كه پيش از اين ديديم بيست ونه سال پس از

--> ( 1 ) . پيرامون همهء اين آثار در همين مقدّمه سخن خواهيم داشت . بنگريد : كتابنامه وآثار ( 2 ) . بنگريد : مجمع الآداب في معجم الألقاب ج 4 ص 181 .